تبليغاتX
یا اباصالح المهدی ادرکنی s
 

یا اباصالح المهدی ادرکنی

منتظران ظهور





چهره امام مهدى عليه السلام در آيينه القاب
القاب ائمه اطهار عليهم‏السلام، از آن جمله القاب امام زمان (عجل‏الله‏تعالى‏فرجه)، يكى از راه‏هاى مهم شناخت ‏خصايل و فضايل آن حجت‏هاى به حق الهى است .

در اين نوشته تلاش مى‏شود تا از طريق ارايه توضيح مختصر در زمينه برخى از لقب‏هاى حضرت بقية‏الله، با ابعاد مختلف ويژگى‏ها و اوصاف آن حضرت از منظر القابى كه براى او تعيين شده است ‏بيشتر آشنا شويم.


ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388;ساعت 13:20;  توسط انتظار; 
وصيت نامه حضرت امام خميني (ره)
مقدمه وصيتنامه

قالَ رسولُالله ـ صلَّي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلَّم‌: اِنّي‌ تاركٌ فيكُمُ الثّقلَيْنِ كتابَ اللهِ و عترتي‌ اهلَ بيتي‌؛ فإِنَّهُما لَنْ يَفْتَرِقا حَتّي‌' يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوضَ.

 الحمدُلله و سُبحانَكَ؛ اللّ'هُمَّ صلِّ علي‌ محمدٍ و آلهِ مظاهر جمالِك‌ و جلالِك‌ و خزائنِ اسرارِ كتابِكَ الذي‌ تجلّي‌ فيه‌ الاَحديّةُ بِجميعِ أسمائكَ حتّي‌ المُسْتَأْثَرِ منها الّذي‌ لايَعْلَمُهُ غَيرُك‌؛ و اللَّعنُ علي‌ ظالِميهم‌ اصلِ الشَجَرةِ الخَبيثةِ.

        و بعد، اينجانب‌ مناسب‌ مي‌دانم‌ كه‌ شمه‌اي‌ كوتاه‌ و قاصر در باب‌ «ثقلين‌» تذكر دهم‌؛ نه‌ از حيث‌ مقامات‌ غيبي‌ و معنوي‌ و عرفاني‌، كه‌ قلم‌ مثل‌ مني‌ عاجز است‌ از جسارت‌ در مرتبه‌اي‌ كه‌ عرفان‌ آن‌ بر تمام‌ دايرة‌ وجود، از ملك‌ تا ملكوت‌ اعلي‌' و از آنجا تا لاهوت‌   و آنچه‌ در فهم‌ من‌ و تو نايد، سنگين‌ و تحمل‌ آن‌ فوق‌ طاقت‌، اگر نگويم‌ ممتنع‌ است‌؛   و نه‌ از آنچه‌ بر بشريت‌ گذشته‌ است‌، از مهجور بودن‌ از حقايق‌ مقام‌ والاي‌ «ثقل‌ اكبر» و «ثقل‌ كبير»   كه‌ از هر چيز اكبر است‌ جز ثقل‌ اكبر كه‌ اكبر مطلق‌ است‌؛ و نه‌ از آنچه‌ گذشته‌ است‌ بر اين‌ دو ثقل‌ از دشمنان‌ خدا و طاغوتيان‌ بازيگر كه‌ شمارش‌ آن‌ براي‌ مثل‌ مني‌ ميسر نيست‌ با قصور اطلاع‌ و وقت‌ محدود؛ بلكه‌ مناسب‌ ديدم‌ اشاره‌اي‌ گذرا و بسيار كوتاه‌ از آنچه‌ بر اين‌ دو ثقل‌ گذشته‌ است‌ بنمايم‌.

     شايد جملة‌  لَنْ يَفْتَرِق'ا حتّي‌ يَرِد'ا عَلَيَّ الْحَوض‌  اشاره‌ باشد بر اينكه‌ بعد از وجود مقدس‌ رسول‌الله ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ هرچه‌ بر يكي‌ از اين‌ دو گذشته‌ است‌ بر ديگري‌ گذشته‌ است‌ و مهجوريت‌ هر يك‌ مهجوريت‌ ديگري‌ است‌، تا آنگاه‌ كه‌ اين‌ دو مهجور بر رسول‌ خدا در «حوض‌» وارد شوند. و آيا اين‌ «حوض‌» مقام‌ اتصال‌ كثرت‌ به‌ وحدت‌ است‌   و اضمحلال‌ قطرات‌ در دريا است‌، يا چيز ديگر كه‌ به‌ عقل‌ و عرفان‌ بشر راهي‌ ندارد. و بايد گفت‌ آن‌ ستمي‌ كه‌ از طاغوتيان‌ بر اين‌ دو وديعة‌ رسول‌ اكرم‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ گذشته‌، بر امت‌ مسلمان‌ بلكه‌ بر بشريت‌ گذشته‌ است‌ كه‌ قلم‌ از آن‌ عاجز است‌.

   و ذكر اين‌ نكته‌ لازم‌ است‌ كه‌ حديث‌ «ثقلين‌» متواتر   بين‌ جميع‌ مسلمين‌ است‌ و  ] در [  كتب‌ اهل‌ سنت‌ از «صحاح‌ ششگانه‌»   تا كتب‌ ديگر آنان‌، با الفاظ‌ مختلفه‌ و موارد مكرره‌ از پيغمبر اكرم‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ به‌ طور متواتر نقل‌ شده‌ است‌.   و اين‌ حديث‌ شريف‌ حجت‌ قاطع‌ است‌ بر جميع‌ بشر بويژه‌ مسلمانان‌ مذاهب‌ مختلف‌؛ و بايد همة‌ مسلمانان‌ كه‌ حجت‌ بر آنان‌ تمام‌ است‌ جوابگوي‌ آن‌ باشند؛ و اگر عذري‌ براي‌ جاهلان‌ بيخبر باشد براي‌ علماي‌ مذاهب‌ نيست‌.

    اكنون‌ ببينيم‌ چه‌ گذشته‌ است‌ بر كتاب‌ خدا، اين‌ وديعة‌ الهي‌ و ماترك‌ پيامبر اسلام‌ ـصلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ مسائل‌ أسف‌انگيزي‌ كه‌ بايد براي‌ آن‌ خون‌ گريه‌ كرد، پس‌ از شهادت‌ حضرت‌ علي‌(ع‌) شروع‌ شد. خودخواهان‌ و طاغوتيان‌، قرآن‌ كريم‌ را وسيله‌اي‌ كردند براي‌ حكومتهاي‌ ضد قرآني‌؛ و مفسران‌ حقيقي‌ قرآن‌ و آشنايان‌ به‌ حقايق‌ را كه‌ سراسر قرآن‌ را از پيامبر اكرم‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ دريافت‌ كرده‌ بودند و نداي‌  اِنّي‌ تاركٌ فيكُمُ الثقلان‌  در گوششان‌
 بود با بهانه‌هاي‌ مختلف‌ و توطئه‌هاي‌ از پيش‌ تهيه‌ شده‌، آنان‌ را عقب‌ زده‌ و با قرآن‌، در حقيقت‌ قرآن‌ را ـ كه‌ براي‌ بشريت‌ تا ورود به‌ حوض‌ بزرگترين‌ دستور زندگاني‌ مادي‌ و معنوي‌ بود و است‌ ـ از صحنه‌ خارج‌ كردند؛ و بر حكومت‌ عدل‌ الهي‌ ـ كه‌ يكي‌ از آرمانهاي‌ اين‌ كتاب‌ مقدس‌ بوده‌ و هست‌ ـ خط‌ بطلان‌ كشيدند و انحراف‌ از دين‌ خدا و كتاب‌ و سنت‌ الهي‌ را پايه‌گذاري‌ كردند، تا كار به‌ جايي‌ رسيد كه‌ قلم‌ از شرح‌ آن‌ شرمسار است‌.

     و هرچه‌ اين‌ بنيان‌ كج‌ به‌ جلو آمد كجيها و انحرافها افزون‌ شد تا آنجا كه‌ قرآن‌ كريم‌ را كه‌ براي‌ رشد جهانيان‌ و نقطة‌ جمع‌ همة‌ مسلمانان‌ بلكه‌ عائلة‌ بشري‌، از مقام‌ شامخ‌ احديت‌ به‌ كشف‌ تام‌ محمدي‌(ص‌)   تنزل‌ كرد كه‌ بشريت‌ را به‌ آنچه‌ بايد برسند برساند و اين‌ وليدة‌ «علم‌ الاسما ء »   را از شرّ شياطين‌ و طاغوتها رها سازد و جهان‌ را به‌ قسط‌ و عدل‌ رساند و حكومت‌ را به‌ دست‌ اوليا ء الله، معصومين‌ ـ عليهم‌ صلوات‌ الاولين‌ و الا´خرين‌ ـ بسپارد تا آنان‌ به‌ هر كه‌ صلاح‌ بشريت‌ است‌ بسپارند ـ چنان‌ از صحنه‌ خارج‌ نمودند كه‌ گويي‌ نقشي‌ براي‌ هدايت‌ ندارد و كار به‌ جايي‌ رسيد كه‌ نقش‌ قرآن‌ به‌ دست‌ حكومتهاي‌ جائر و آخوندهاي‌ خبيثِ بدتر از طاغوتيان‌ وسيله‌اي‌ براي‌ اقامة‌ جور و فساد و توجيه‌ ستمگران‌ و معاندان‌ حق‌ تعالي‌ شد. و مع‌الاسف‌ به‌ دست‌ دشمنان‌ توطئه‌گر و دوستان‌ جاهل‌، قرآن‌ اين‌ كتاب‌ سرنوشت‌ساز، نقشي‌ جز در گورستانها و مجالس‌ مردگان‌ نداشت‌ و ندارد و آنكه‌ بايد وسيلة‌ جمع‌ مسلمانان‌ و بشريت‌ و كتاب‌ زندگي‌ آنان‌ باشد، وسيلة‌ تفرقه‌ و اختلاف‌ گرديد و يا بكلي‌ از صحنه‌ خارج‌ شد، كه‌ ديديم‌ اگر كسي‌ دم‌ از حكومت‌ اسلامي‌ برمي‌آورد و از سياست‌، كه‌ نقش‌ بزرگ‌ اسلام‌ و رسول‌ بزرگوار ـصلي‌الله عليه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ و قرآن‌ و سنت‌ مشحون‌ آن‌ است‌، سخن‌ مي‌گفت‌ گويي‌ بزرگترين‌ معصيت‌ را مرتكب‌ شده‌؛ و كلمة‌ «آخوند سياسي‌» موازن‌ با آخوند بي‌دين‌ شده‌ بود و اكنون‌ نيز هست‌.

      و اخيراً قدرتهاي‌ شيطاني‌ بزرگ‌ به‌ وسيلة‌ حكومتهاي‌ منحرفِ خارج‌ از تعليمات‌ اسلامي‌، كه‌ خود را به‌ دروغ‌ به‌ اسلام‌ بسته‌اند، براي‌ محو قرآن‌ و تثبيت‌ مقاصد شيطاني‌ ابرقدرتها قرآن‌ را با خط‌ زيبا طبع‌ مي‌كنند و به‌ اطراف‌ مي‌فرستند و با اين‌ حيلة‌ شيطاني‌ قرآن‌ را از صحنه‌ خارج‌ مي‌كنند. ما همه‌ ديديم‌ قرآني‌ را كه‌ محمدرضا خان‌ پهلوي‌ طبع‌ كرد و عده‌اي‌ را اغفال‌ كرد و بعض‌ آخوندهاي‌ بيخبر از مقاصد اسلامي‌ هم‌ مداح‌ او بودند. و مي‌بينيم‌ كه‌ ملك‌ فهد هر سال‌ مقدار زيادي‌ از ثروتهاي‌ بي‌پايان‌ مردم‌ را صرف‌ طبع‌ قرآن‌ كريم‌ و محالّ تبليغاتِ مذهبِ ضد قرآني‌ مي‌كند و وهابيت‌، اين‌ مذهب‌ سراپا بي‌اساس‌ و خرافاتي‌ را ترويج‌ مي‌كند؛ و مردم‌ و ملتهاي‌ غافل‌ را سوق‌ به‌ سوي‌ ابرقدرتها مي‌دهد و از اسلام‌ عزيز و قرآن‌ كريم‌ براي‌ هدم‌ اسلام‌ و قرآن‌ بهره‌برداري‌ مي‌كند.

       ما مفتخريم‌ و ملت‌ عزيز سرتاپا متعهد به‌ اسلام‌ و قرآن‌ مفتخر است‌ كه‌ پيرو مذهبي‌ است‌ كه‌ مي‌خواهد حقايق‌ قرآني‌، كه‌ سراسر آن‌ از وحدت‌ بين‌ مسلمين‌ بلكه‌ بشريت‌ دم‌ مي‌زند، از مقبره‌ها و گورستانها نجات‌ داده‌ و به‌ عنوان‌ بزرگترين‌ نسخة‌ نجات‌ دهندة‌ بشر از جميع‌ قيودي‌ كه‌ بر پاي‌ و دست‌ و قلب‌ و عقل‌ او پيچيده‌ است‌ و او را به‌ سوي‌ فنا و نيستي‌ و بردگي‌ و بندگي‌ طاغوتيان‌ مي‌كشاند نجات‌ دهد.

       و ما مفتخريم‌ كه‌ پيرو مذهبي‌ هستيم‌ كه‌ رسول‌ خدا مؤسس‌ آن‌ به‌ امر خداوند تعالي‌ بوده‌، و اميرالمؤمنين‌ علي‌ بن‌ ابيطالب‌، اين‌ بندة‌ رها شده‌ از تمام‌ قيود، مأمور رها كردن‌ بشر از تمام‌ اغلال‌ و بردگيها است‌.

        ما مفتخريم‌ كه‌ كتاب‌ نهج‌البلاغه‌   كه‌ بعد از قرآن‌ بزرگترين‌ دستور زندگي‌ مادي‌ و معنوي‌ و بالاترين‌ كتاب‌ رهايي‌بخش‌ بشر است‌ و دستورات‌ معنوي‌ و حكومتي‌ آن‌ بالاترين‌ راه‌ نجات‌ است‌، از امام‌ معصوم‌ ما است‌.

        ما مفتخريم‌ كه‌ ائمة‌ معصومين‌، از علي‌ بن‌ ابيطالب‌ گرفته‌ تا منجي‌ بشر حضرت‌ مهدي‌ صاحب‌ زمان‌ ـ عليهم‌ آلاف‌ التحيات‌ والسلام‌ ـ كه‌ به‌ قدرت‌ خداوند قادر، زنده‌ و ناظر امور است‌ ائمة‌ ما هستند.

        ما مفتخريم‌ كه‌ ادعية‌ حياتبخش‌ كه‌ او را «قرآن‌ صاعد»   مي‌خوانند از ائمة‌ معصومين‌ ما است‌. ما به‌ «مناجات‌ شعبانية‌»   امامان‌ و «دعاي‌ عرفات‌»  حسين‌ بن‌ علي‌ ـ عليهما السلام‌ ـ و «صحيفة‌ سجاديه‌» اين‌ زبور آل‌ محمد و «صحيفة‌ فاطميه‌»   كه‌ كتاب‌ الهام‌ شده‌ از جانب‌ خداوند تعالي‌ به‌ زهراي‌ مرضيه‌ است‌ از ما است‌.

      ما مفتخريم‌ كه‌ «باقرالعلوم‌»   بالاترين‌ شخصيت‌ تاريخ‌ است‌ و كسي‌ جز خداي‌ تعالي‌ و رسول‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ ـ و ائمة‌ معصومين‌ ـعليهم‌السلام‌ ـ مقام‌ او را درك‌ نكرده‌ و نتوانند درك‌ كرد، از ما است‌.

     و ما مفتخريم‌ كه‌ مذهب‌ ما «جعفري‌» است‌ كه‌ فقه‌ ما كه‌ درياي‌ بي‌پايان‌ است‌، يكي‌ از آثار اوست‌. و ما مفتخريم‌ به‌ همة‌ ائمة‌ معصومين‌ ـ عليهم‌ صلوات‌الله ـ و متعهد به‌ پيروي‌ آنانيم‌.

     ما مفتخريم‌ كه‌ ائمة‌ معصومين‌ ما ـ صلوات‌ الله و سلامه‌ عليهم‌ ـ در راه‌ تعالي‌ دين‌ اسلام‌ و در راه‌ پياده‌ كردن‌ قرآن‌ كريم‌ كه‌ تشكيل‌ حكومت‌ عدل‌ يكي‌ از ابعاد آن‌ است‌، در حبس‌ و تبعيد به‌ سر برده‌ و عاقبت‌ در راه‌ براندازي‌ حكومتهاي‌ جائرانه‌ و طاغوتيان‌ زمان‌ خود شهيد شدند. و ما امروز مفتخريم‌ كه‌ مي‌خواهيم‌ مقاصد قرآن‌ و سنت‌ را پياده‌ كنيم‌ و اقشار مختلفة‌ ملت‌ ما در اين‌ راه‌ بزرگِ سرنوشت‌ساز سر از پا نشناخته‌، جان‌ و مال‌ و عزيزان‌ خود را نثار راه‌ خدا مي‌كنند.

    ما مفتخريم‌ كه‌ بانوان‌ و زنان‌ پير و جوان‌ و خرد و كلان‌ در صحنه‌هاي‌ فرهنگي‌ و اقتصادي‌ و نظامي‌ حاضر، و همدوش‌ مردان‌ يا بهتر از آنان‌ در راه‌ تعالي‌ اسلام‌ و مقاصد قرآن‌ كريم‌ فعاليت‌ دارند؛ و آنان‌ كه‌ توان‌ جنگ‌ دارند، در آموزش‌ نظامي‌ كه‌ براي‌ دفاع‌ از اسلام‌ و كشور اسلامي‌ از واجبات‌ مهم‌ است‌ شركت‌، و از محروميتهايي‌ كه‌ توطئة‌ دشمنان‌ و ناآشنايي‌ دوستان‌ از احكام‌ اسلام‌ و قرآن‌ بر آنها بلكه‌ بر اسلام‌ و مسلمانان‌ تحميل‌ نمودند، شجاعانه‌ و متعهدانه‌ خود را رهانده‌ و از قيد خرافاتي‌ كه‌ دشمنان‌ براي‌ منافع‌ خود به‌ دست‌ نادانان‌ و بعضي‌ آخوندهاي‌ بي‌اطلاع‌ از مصالح‌ مسلمين‌ به‌ وجود آورده‌ بودند، خارج‌ نموده‌اند؛ و آنان‌ كه‌ توان‌ جنگ‌ ندارند، در خدمت‌ پشت‌ جبهه‌ به‌ نحو ارزشمندي‌ كه‌ دل‌ ملت‌ را از شوق‌ و شعف‌ به‌ لرزه‌ درمي‌آورد و دل‌ دشمنان‌ و جاهلان‌ بدتر از دشمنان‌ را از خشم‌ و غضب‌ مي‌لرزاند، اشتغال‌ دارند. و ما مكرر ديديم‌ كه‌ زنان‌ بزرگواري‌ زينب‌گونه‌ ـ عليها سلام‌الله ـ فرياد مي‌زنند كه‌ فرزندان‌ خود را از دست‌ داده‌ و در راه‌ خداي‌ تعالي‌ و اسلام‌ عزيز از همه‌ چيز خود گذشته‌ و مفتخرند به‌ اين‌ امر؛ و مي‌دانند آنچه‌ به‌ دست‌ آورده‌اند بالاتر از جنات‌ نعيم‌ است‌، چه‌ رسد به‌ متاع‌ ناچيز دنيا.

     و ملت‌ ما بلكه‌ ملتهاي‌ اسلامي‌ و مستضعفان‌ جهان‌ مفتخرند به‌ اينكه‌ دشمنان‌ آنان‌ كه‌ دشمنان‌ خداي‌ بزرگ‌ و قرآن‌ كريم‌ و اسلام‌ عزيزند، درندگاني‌ هستند كه‌ از هيچ‌ جنايت‌ و خيانتي‌ براي‌ مقاصد شوم‌ جنايتكارانة‌ خود دست‌ نمي‌كشند و براي‌ رسيدن‌ به‌ رياست‌ و مطامع‌ پست‌ خود دوست‌ و دشمن‌ را نمي‌شناسند. و در رأس‌ آنان‌ امريكا اين‌ تروريست‌ بالذات‌ دولتي‌ است‌ كه‌ سرتاسر جهان‌ را به‌ آتش‌ كشيده‌ و هم‌ پيمان‌ او صهيونيست‌ جهاني‌   است‌ كه‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ مطامع‌ خود جناياتي‌ مرتكب‌ مي‌شود كه‌ قلمها از نوشتن‌ و زبانها از گفتن‌ آن‌ شرم‌ دارند؛ و خيال‌ ابلهانة‌ «اسرائيل‌ بزرگ‌»!   آنان‌ را به‌ هر جنايتي‌ مي‌كشاند. و ملتهاي‌ اسلامي‌ و مستضعفان‌ جهان‌ مفتخرند كه‌ دشمنان‌ آنها حسين‌ اردني‌  اين‌ جنايت‌ پيشة‌ دوره‌گرد، و حسن‌   و حسني‌ مبارك‌   هم‌ آخور با اسرائيل‌ جنايتكارند و در راه‌ خدمت‌ به‌ امريكا و اسرائيل‌ از هيچ‌ خيانتي‌ به‌ ملتهاي‌ خود رويگردان‌ نيستند. و ما مفتخريم‌ كه‌ دشمن‌ ما صدام‌ عفلقي‌ است‌ كه‌ دوست‌ و دشمنْ او را به‌ جنايتكاري‌ و نقض‌ حقوق‌ بين‌المللي‌ و حقوق‌ بشر مي‌شناسند و همه‌ مي‌دانند كه‌ خيانتكاريِ او به‌ ملت‌ مظلوم‌ عراق‌ و شيخ‌نشينان‌ خليج‌، كمتر از خيانت‌ به‌ ملت‌ ايران‌ نباشد.

    و ما و ملتهاي‌ مظلوم‌ دنيا مفتخريم‌ كه‌ رسانه‌هاي‌ گروهي‌ و دستگاههاي‌ تبليغات‌ جهاني‌، ما و همة‌ مظلومان‌ جهان‌ را به‌ هر جنايت‌ و خيانتي‌ كه‌ ابرقدرتهاي‌ جنايتكار دستور مي‌دهند متهم‌ مي‌كنند. كدام‌ افتخار بالاتر و والاتر از اينكه‌ امريكا با همة‌ ادعاهايش‌ و همة‌ ساز و برگهاي‌ جنگي‌اش‌ و آنهمه‌ دولتهاي‌ سرسپرده‌اش‌ و به‌ دست‌ داشتن‌ ثروتهاي‌ بي‌پايانِ ملتهاي‌ مظلوم‌ عقب‌افتاده‌ و در دست‌ داشتن‌ تمام‌ رسانه‌هاي‌ گروهي‌، در مقابل‌ ملت‌ غيور ايران‌ و كشور حضرت‌ بقية‌الله ـ ارواحنا لمقدمه‌ الفدا ء  ـ آنچنان‌ وامانده‌ و رسوا شده‌ است‌ كه‌ نمي‌داند به‌ كه‌ متوسل‌ شود! و رو به‌ هر كس‌ مي‌كند جواب‌ رد مي‌شنود! و اين‌ نيست‌ جز به‌ مددهاي‌ غيبي‌ حضرت‌ باري‌ تعالي‌ ـ جلَّت‌ عظمتُه‌ـ كه‌ ملتها را بويژه‌ ملت‌ ايران‌ اسلامي‌ را بيدار نموده‌ و از ظلمات‌ ستمشاهي‌ به‌ نور اسلام‌ هدايت‌ نموده‌.

 من‌ اكنون‌ به‌ ملتهاي‌ شريف‌ ستمديده‌ و به‌ ملت‌ عزيز ايران‌ توصيه‌ مي‌كنم‌ كه‌ از اين‌ راه‌ مستقيم‌ الهي‌ كه‌ نه‌ به‌ شرقِ ملحد و نه‌ به‌ غربِ ستمگرِ كافر وابسته‌ است‌، بلكه‌ به‌ صراطي‌ كه‌ خداوند به‌ آنها نصيب‌ فرموده‌ است‌ محكم‌ و استوار و متعهد و پايدارْ پايبند بوده‌، و لحظه‌ ] اي‌ [  از شكر اين‌ نعمت‌ غفلت‌ نكرده‌ و دستهاي‌ ناپاك‌ عمال‌ ابرقدرتها، چه‌ عمال‌ خارجي‌ و چه‌ عمال‌ داخلي‌ بدتر از خارجي‌، تزلزلي‌ در نيت‌ پاك‌ و ارادة‌ آهنين‌ آنان‌ رخنه‌ نكند؛ و بدانند كه‌ هرچه‌ رسانه‌هاي‌ گروهي‌ عالم‌ و قدرتهاي‌ شيطاني‌ غرب‌ و شرق‌ اشتلم‌ مي‌زنند دليل‌ بر قدرت‌ الهي‌ آنان‌ است‌ و خداوند بزرگ‌ سزاي‌ آنان‌ را هم‌ در اين‌ عالم‌ و هم‌ در عوالم‌ ديگر خواهد داد. «إنَّه‌ وليُّ النِّعَم‌ و بِيَدِه‌ ملكوتُ كلِّ شي‌ ء ٍ».

     و با كمال‌ جِد و عجز از ملتهاي‌ مسلمان‌ مي‌خواهم‌ كه‌ از ائمة‌ اطهار و فرهنگ‌ سياسي‌، اجتماعي‌، اقتصادي‌، نظامي‌ اين‌ بزرگ‌ راهنمايان‌ عالم‌ بشريت‌ به‌ طور شايسته‌ و به‌ جان‌ و دل‌ و جانفشاني‌ و نثار عزيزان‌ پيروي‌ كنند. از آن‌ جمله‌ دست‌ از فقه‌ سنتي‌ كه‌ بيانگر مكتب‌ رسالت‌ و امامت‌ است‌ و ضامن‌ رشد و عظمت‌ ملتها است‌، چه‌ احكام‌ اوليه‌ و چه‌ ثانويه‌   كه‌ هر دو مكتب‌ فقه‌ اسلامي‌ است‌، ذره‌اي‌ منحرف‌ نشوند و به‌ وسواس‌ خناسان‌ معاند با حق‌ و مذهب‌ گوش‌ فرا ندهند و بدانند قدمي‌ انحرافي‌، مقدمة‌ سقوط‌ مذهب‌ و احكام‌ اسلامي‌ و حكومت‌ عدل‌ الهي‌ است‌. و از آن‌ جمله‌ از نماز جمعه‌ و جماعت‌ كه‌ بيانگر سياسي‌ نماز است‌ هرگز غفلت‌ نكنند، كه‌ اين‌ نماز جمعه‌ از بزرگترين‌ عنايات‌ حق‌ تعالي‌ بر جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ است‌. و از آن‌ جمله‌ مراسم‌ عزاداري‌ ائمة‌ اطهار و بويژه‌ سيد مظلومان‌ و سرور شهيدان‌، حضرت‌ ابي‌عبدالله الحسين‌ ـ صلوات‌ وافر الهي‌ و انبيا و ملائكة‌الله و صلحا بر روح‌ بزرگ‌ حماسي‌ او باد ـ هيچ‌گاه‌ غفلت‌ نكنند. و بدانند آنچه‌ دستور ائمه‌ ـ عليهم‌السلام‌ ـ براي‌ بزرگداشت‌ اين‌ حماسة‌ تاريخي‌ اسلام‌ است‌ و آنچه‌ لعن‌ و نفرين‌ بر ستمگران‌ آل‌ بيت‌ است‌، تمام‌ فرياد قهرمانانة‌ ملتها است‌ بر سردمداران‌ ستم‌پيشه‌ در طول‌ تاريخ‌ الي‌ الابد. و مي‌دانيد كه‌ لعن‌ و نفرين‌ و فرياد از بيداد بني‌اميه‌ ـلعنة‌الله عليهم‌ـ با آنكه‌ آنان‌ منقرض‌ و به‌ جهنم‌ رهسپار شده‌اند، فرياد بر سر ستمگران‌ جهان‌ و زنده‌ نگهداشتن‌ اين‌ فرياد ستم‌شكن‌ است‌.

      و لازم‌ است‌ در نوحه‌ها و اشعار مرثيه‌ و اشعار ثناي‌ از ائمة‌ حق‌ ـ عليهم‌ سلام‌الله ـ به‌طور كوبنده‌ فجايع‌ و ستمگريهاي‌ ستمگران‌ هر عصر و مصر يادآوري‌ شود؛ و در اين‌ عصر كه‌ عصر مظلوميت‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ دست‌ امريكا و شوروي‌ و ساير وابستگان‌ به‌ آنان‌ و از آن‌ جمله‌ آل‌ سعود، اين‌ خائنين‌ به‌ حرم‌ بزرگ‌ الهي‌ ـ لعنة‌الله و ملائكته‌ و رسله‌ عليهم‌ ـ است‌ به‌ طور كوبنده‌ يادآوري‌ و لعن‌ و نفرين‌ شود. و همه‌ بايد بدانيم‌ كه‌ آنچه‌ موجب‌ وحدت‌ بين‌ مسلمين‌ است‌ اين‌ مراسم‌ سياسي‌ است‌ كه‌ حافظ‌ ملّيت‌ مسلمين‌، بويژه‌ شيعيان‌ ائمة‌ اثني‌ عشر ـ عليهم‌ صلوات‌ الله و سلم‌ ـ است‌.

    و آنچه‌ لازم‌ است‌ تذكر دهم‌ آن‌ است‌ كه‌ وصيت‌ سياسي‌ ـ الهي‌ اينجانب‌ اختصاص‌ به‌ ملت‌ عظيم‌الشأن‌ ايران‌ ندارد، بلكه‌ توصيه‌ به‌ جميع‌ ملل‌ اسلامي‌ و مظلومان‌ جهان‌ از هر ملت‌ و مذهب‌ مي‌باشد.

   از خداوند ـ عزوجل‌ ـ عاجزانه‌ خواهانم‌ كه‌ لحظه‌اي‌ ما و ملت‌ ما را به‌ خود واگذار نكند و از عنايات‌ غيبي‌ خود به‌ اين‌ فرزندان‌ اسلام‌ و رزمندگان‌ عزيز لحظه‌ اي‌ دريغ‌ نفرمايد.

روح‌ الله الموسوي‌ الخميني

| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388;ساعت 11:5;  توسط انتظار; 
تسليت تسليت

درگذشت جانگداز عالم رباني حضرت آيت الله بهجت را به رهبر معظم انقلاب و عموم ارادتمندان آن عزيز تسليت عرض مي نمايم.

| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388;ساعت 19:2;  توسط انتظار; 
زمزمه‏های مرثیه‏گون کوچه‏های مدینه

زمزمه‏های مرثیه‏گون کوچه‏های مدینه را یک به یک می‏پیماید. خویشاوندی نخل‏های مدینه با داغ، زجرآورترین تصویر است. از گلوی اندوهگین هر واژه، نیزارهای ماتم می‏چکد. مسجد از صدای روح‏نواز گل خالی است.

ضجه در محراب ریشه دوانده است. منبر، در محوطه اشک نشسته است. تمام دقایق بیست و هشتم صفر، خزان است و وجب به وجب مدینه، تبدار این سفر. سینه‏های پرغم احادیث، برای «قال النبی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله »ها اشک حسرت می‏ریزند.

کنار مولا، چیزی جز غربت نیست. ناگهانی از بی‏رمقی رخ نموده است. پیرامون زهرا علیهاالسلام ، اندوهی وسیع پا گرفته است؛ آن‏چنان که هیچ چشمی ندیده است. اشک‏های غلطان مدینه با ناله‏های «ام ابیها»یی هم‏سو شده است.

بی‏شهد نبوت، روزگاری تلخ، ذائقه دین را پر کرده است. کینه‏ها و لقمه‏ای از خیبر، زهر در شریان دقایق ریخته است. همیشه و در هر مقطعی، همان‏گونه که پیامبری از صبح می‏گوید، عده‏ای از تبار ابوجهل‏ها هستند که با چرکینی شب، خو می‏گیرند. اما ما، بی‏نگاه رحمت‏گستر واپسین پیامبر، کدام لحظه را تاب بیاوریم؟


ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388;ساعت 22:1;  توسط انتظار; 
میلاد پیامبر مودت و رحمت بر همه مسلمانان جهان مبارکباد
 پيامبر اكرم(ص) از نگاه امام صادق(ع)

در طول تاريخ بشريت، كم تر انسانى وجود دارد كه مانند پيامبراسلام تمام خصوصيات زندگى اش به طور واضح و روشن بيان و ثبت‏شده‏باشد. 

خداوند متعال در قرآن كريم كتابى كه خود حافظ اوست (1) و بدون‏هيچ تغييرى تا قيامت‏باقى است‏با زيباترين عبارات و كامل‏ترين‏بيانات، آن حضرت را معرفى نموده و با عالى‏ترين صفات ستوده است.


ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387;ساعت 16:19;  توسط انتظار; 
سيماى مهدى (عج) از منظر عرفان اسلامى
مقدمه
بحث مهدويت‏يكى از اساسى‏ترين و زنده‏ترين مباحثى است كه در رهاورد عرفانى بزرگان اهل كشف و شهود مورد توجه ويژه قرار گرفته و از اين‏رو، معارف عميق درباره آن مطرح كرده‏اند كه بازگو نمودن آن مى‏تواند گذشته از تغذيه فكرى و علمى و اعتقادى، به قلب‏ها و جان‏ها نورانيت، حرارت، عشق، نشاط، تحرك، پويايى، ايمان، استحكام، اميد و هدايت‏ببخشد .

از آن‏جا كه درباره حضرت مهدى عليه السلام با رويكرد عرفانى كم‏تر تحقيق شده است، به نظر مى‏رسد نشان دادن جلوه‏اى از سيماى پر فروغ آن حضرت در آينه عرفان اسلامى، براى همه تشنگان وادى انتظار، بخصوص نسل نوانديش جوان، مفيد، آموزنده و آگاهى‏بخش باشد .
برگرفته ار سایت :http://www.hawzah.net

ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387;ساعت 12:46;  توسط انتظار; 
دلنوشته

بسم رب النور العظیم


بقیه الله خیر لكم ان كنتم مومنین
السلام علیك ایها الامام المنتظر المهدی(عج)


اقای ثانیه ها!
ایا از سر زمین  یاس ها آمده ای كه عطر نفس هایت از فر سنگها جانمان را می نوازد؟!
یا از سر زمین آیینه ها امده ای كه صداقت در كلامت موج می زند...؟!چشمان پر گناه مریمت هرگز تو را ندید اما مریم با قلبش تور همیشه احساس میكند.
صاله زهرا!
از دل تنگی زیاد گفته ایم وزیاد شنیده ای اما مسئله این است ایا با ور كردنش برایت اسان است یا دشوار!
اقای لحظه های پرالتهاب من!
جهان در پشت میله های زندان(چه كنم)گرفتار است و زمین با همه ی وجود خود (ظهرالفساد فی البر و البحربما كسبت ایدی الناس)را احساس میكند.
مهربان تر از باران!
كودكان فقیری را كه در سرزمین های غنی غارت شده را بار ها دیده ام كه حتی به اندازه ی یك نفس كشیدن به آینده امیدی ندارند.
فرزنانی كه از درد لاغری وگرسنگی به سادگی می شود دندن های نازك انها را شمرد.
عزیزفاطمه!
من مادرانی را دیده ام كه فرزندان خود را در قنداقه ای پر از گلهای سرخ می پیچند ام به جای گهواره آنها را در گوری سرد می نهند وبه جای لالایی نشید زار می خوانند.
اقای پراز احساس!
من اوارگان پر از خاك ونیاز را كه با هزاران بیم وامید به سرزمین های همسایه می گریزند واز مرگ به سوی تحقیر میشتابند را بار ها دیده ام.
تنها ترین مرد خدا!
من عروسكهای بچه های همسایه(فلستین)كه چشمانش خون ودستهایش تیغ آتش است را كه می بینم از عروسك های مخمل خودم میترسم.
من تازه عروسان بیوه شده وعمریك روزهی نوزادانی را كه سالها در انتظارش بودند رامی فهمند.من چنگالهای بی رحم نامردان عالم كه بر  ج.انی جوانان ما چنك می اندازد را می بینم.
من قلمهایی كه تورا افسانه می خوانند را می دانم.
یاور افلاكی من!
انگار هنجرهی هنجارهی اسلام را غبار حرص وغفلت مسلمان ازار می دهد ومن هنوز هم متحیرم كه خدا چقدر صبور است!
شاهد دادگاه عدل!
بگذار تا اعتراف كنم كه اگر به اندازه ی جرعه ای عاشقت بودیم می آمدی.نیستیم كه نمی آیی...
حكومت عشق در مملكتی علم می شود كه مردمش عاشق باشند اری ما فقط عاشقی را شعار داد ه ایم و بس.
مهربانا!مگذار تسبیه نگاهمان از فرط جدایی دانه دانه شود...
 
اللهم بلغ مولانا امام الهادی المهدی (عج)
| لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387;ساعت 11:32;  توسط انتظار; 
مهدی منتظر (عج) و سیر تاریخی و نشانه‏های ظهور
 

ارتباط مهدی (عج) با پایان سیر تاریخ

بیشتر فلاسفه‏ی پوزیتیویسم به ویژه مارکسیست‏ها در سده‏ی نوزدهم و بیستم، درباره‏ی سنت‏ها و مرحله‏های تاریخ به بحث پرداخته‏اند .

بهترین دست آوردی که مارکسیسم، به اندیشه‏ی بشری تقدیم کرد، اصل جبر تاریخی (1) و کوشش برای کشف سنت‏ها و مراحل تاریخ، نیز اهمیت‏شناخت قوانین آن برای پیش‏بینی مسیر حرکت تاریخ و پی‏آمدهای آن بود . مارکسیسم درباره‏ی شناخت‏سنت‏های تاریخ و نقش آن در ارتقای بینش و آگاهی انسان و تاثیر فعالیت‏های مثبت در رویکرد مرحله‏ی تاریخی که انتظار آن می‏رود، نیز کاوش می‏کند .

اما مارکسیسم با انکار وجود خدای متعال و تحریف دین الهی در برخورد و تعامل با پیامبران، گرفتار لغزش شد، که پی‏آمد آن، عدم موفقیت در کشف مراحل کلی حرکت تاریخ و شناخت‏سنت‏هایی است که مقطع کنونی و گذار را به مرحله‏ی آینده انتقال می‏دهد و در پایان محتومی نگه می‏دارد .


ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387;ساعت 19:48;  توسط انتظار; 
عید سعید غدیر خم

واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.

آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.

 

  داستان غدير خم

سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج خود باز مي گشت، گروه انبوهي كه تعدادشان را تا صد و بيست هزار رقم زده اند او را بدرقه مي كردند تا اين كه به پهنه بي آبي به نام غدير خم رسيدند.

نيم روز هيجدهم ذي الحجه بود كه ناگهان پيك وحي بر رسول خدا صلی الله عليه و آله  نازل شد و از جانب خدا پيام آورده كه: �اي رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنين نكني رسالت او را ابلاغ نكرده اي و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد� پيامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بي آب و در زير آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبري از جهاز شتران براي پيامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روي به مردم كردند. ابتدا خداي را سپاس فرموده و از بديهاي نفس اماره به او پناه جست و فرمود: اي مردم بزودي من از ميان شما رخت بر مي بندم، آنگاه مي افزايد چه كسي بر مومنين در ارزيابي مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه يك سخن مي گويند خدا و پيامبر داناترند.

 رسول گرامي مي فرمايد: آيا من به شما از خودتان اولي و سزاوارتر نيستم و همگان يك صدا جواب مي دهند كه چرا چنين است. آنگاه فرمود: من دو چيز گرانبها در ميان شما مي گذارم يكي ثقل اكبر  كه كتاب خداست و ديگري ثقل اصغر كه اهل بيت منند. مردم، بر آنان پيشي نگيريد و از آنان عقب نمانيد. آنگاه دست علي (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا ديدند و شناختند.  سپس فرمود: خداوند مولاي من و من مولاي مومنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. اي مردم هر كس كه من مولا و رهبر اويم اين علي هم مولا و رهبر اوست و اين جمله را سه بار تكرار كرد و چنين ادامه داد: پروردگارا، دوستان علي را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدايا علي را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران اين خبر را به غايبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقي بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحي گوش جان محمد صلي الله عليه و آله را نواخت كه:‌ �امروز دينتان را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پايان رساندم و اسلام را به عنوان دين برايتان پسنديدم� و بدين سان علي (ع) از جانب خداوند براي جانشيني پيامبر (ص) برگزيده شد.

  

سنديت واقعه غدير خم

 مرحوم علامه امينى در کتاب الغدير خود  نام راويان  حديث غدير را به ترتيب زمان زندگى ذكر كـرده اسـت:
در ميان اصحاب رسول خدا (ص ) 110 نفر،
در ميان تابعين 84 نفر،

در ميان علماى قرن دوم هجرى 56 نفر،
در ميان علماى قرن سوم هجرى 92 نفر،
در ميان علماى قرن چهارم هجرى 43 نفر،
در ميان علماى قرن پنجم هجرى 24 نفر،
در ميان علماى قرن ششم هجرى 20 نفر،
در ميان علماى قرن هفتم هجرى 21 نفر،
در ميان علماى قرن هشتم هجرى 18 نفر،
در ميان علماى قرن نهم هجرى 16 نفر،
در ميان علماى قرن دهم هجرى 14 نفر،
در ميان علماى قرن يازدهم هجرى 12 نفر،
در ميان علماى قرن دوازدهم هجرى 13 نفر،
در ميان علماى قرن سيزدهم هجرى 12 نفر،
در ميان علماى قرن چهاردهم هجرى 19 نفر.

 

حديث غدير در کتب معتبر اهل سنت از جمله در کتاب �مسند� امام احمد حنبل، در �سنن� ترمذى، �مسند احمد� و در �مستدرك� حافظ ابن عبداللّه حاكم نيشابورى  به مضامين مختلف ذکر شده است.

 

مفهوم عيد

هيجدهم ذي الحجه روز غدير خم را مسلمين خصوصا شيعيان عيد شمرده اند.  لغويون عيد را از مشتقات ماده "ع و د" به معناي بازگشت مي دانند و در  نوروز بازگشت حيات را به پيكر سرد گرامي مي دارند، حياتي كه در هجوم خزان به سردي مي گرايد و در بيداد سرماي زمستان تا مرز نيستي پيش مي رود تا آنجا كه  گويي هرگز نبوده است. 

در مقام تطبيق اين نكته با موازين مكتبي و مذهبي بايد گفت عيد آدمي بزرگداشت بازگشت حيات معنوي انسان است. در چنين باوري نوروز انسان روزي است كه وي به خويشتن باز گردد و گمشده اش را دريابد. مثلا در ماه مبارك رمضان آدمي بعد از سي روز جهاد و مجاهده با نفس سركش تمام ناخالصي هاي وجودش را ذوب مي كند تا عبوديت ناب در آن تجلي كند و آنگاه عيد فطر است. پس عيد  اسلامي بازگشت حيات است و تعيين آن بر عهده شرع اقدس. غدير بنا بر اين تفسير هر دو شرط را دارد يعني هم بازگشت به خويشتن است و هم از طرف شرع مشخص شده است. غدير بازگشت حيات دوباره اسلام است، علاوه اينكه عيد غدير تشريع هم شده است.

در زير به نمونه هايي از رواياتي كه غدير را عيد شمرده اند اشاره مي شود  :

فرات بن ابراهيم كوفي از امام صادق عليه السلام نقل مي كند كه ايشان به نقل از پيامبر اكرم فرمودند :يوم غدير خم افضل اعياد امتي ؛روز غدير بزرگترين عيد امت من است .حسن بن راشد مي گويد از امام صادق عليه السلام پرسيدم: غير از عيد فطر و قربان براي مسلمانان عيد ديگري هم هست؟ فرمودند: بلي و اين عيد از آن دو عيد  ديگر با فضيلت تر است  .گفتم كدام روز است ؟فرمود: روز هيجدهم ماه ذي حجه عيد غدير خم .عرض كردم: قربانت شوم در آن روز چه اعمالي انجام دهيم؟ فرمودند: روزه بگيريد بر محمد و آلش صلوات بفرستيد ...... يقين بدانيد انبيا عليهم السلام روزي كه وصي خود را نصب مي كردند امر مي كردند كه آن روز  را جشن بگيرند.

 وقتي به سيره ائمه و پيامبر اكرم مراجعه مي شود در مي يابيم كه پيامبر و  امير مومنان و ساير ائمه با روز غدير به عنوان يك عيد برخورد كرده و  مسلمانان را به تبريك و تهنيت گفتن به هم دعوت کرده اند. امام حسن عليه السلام روز عيد غدير در كوفه مهماني بزرگي برپا مي داشتند.

 امام علي با فرزندان و گروهي از پيروانش بعد از نماز براي شركت در مجلس  به منزل امام حسن عليه السلام مي رفتند .و پس از اتمام مهماني امام حسن عليه السلام  هدايايي به مردم اعطا مي فرمود .لذا اين حركت امام حسن عليه السلام موجب شد مردم به روز عيد غدير عادت كنند.

 

اعمال غدير
 حادثه غدير حادثه بزرگي است و عيد غدير عيدي بزرگ و شايد شريفترين عيد مسلمانان است. در بيان ائمه عليهم السلام براي اين روز بزرگ اعمالي وارد شده   است كه به برخي از آنان اشاره مي شود:
 1ـ تحكيم بيعت با ولايت
 همانگونه كه پيامبر اكرم بعداز نصب امام علي عليه السلام به امامت مسلمين به جماعت مسلمانان امر كرد كه با او بيعت كنند در سالروز آن حماسه جاويد پيامبر تجديد آن بيعت سفارش شده است. لذا زيارت اميرالمومنين و ساير ائمه مستحب است. به همين منظور ادعيه زيادي نيز وارد شده است.
 2ـ اظهار سرور و شادماني
 در وصف شيعه و شيعيان گفته شده است كه به شادي ما ائمه شادند و به حزن ما محزون و مسلم است كه عيد غدير شادي بخش ترين عيد ائمه است و شادماني شيعه  در اين روز فرض است و هارون گويد در روز هيجدهم ذيحجه خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم كه فرمود: حقا كه روز غدير روز عيد فرح و سرور است .در روز عيد غدير اظهار فرح و  امير المومنين علي عليه السلام نيز فرمودند :
 در روز عيد غدير اظهار فرح و شادماني کنید و برادران مسلمان خود را نيز شاد گردانيد.
 3ـ مصافحه كردن
 مصافحه يا دست دادن از آداب اسلامي است و در روز عيد غدير به آن تاكيد بيشتري شده است. امام علي عليه السلام فرمودند: روز عيد غدير هنگامي كه  يكديگر را ملاقات مي كنيد با هم مصافحه کنید.
 ذكر مخصوص اين روز نيز هنگام مصافحه سفارش شده است؛  الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکین  بولایت اميرالمومنين و الائمه عليهم السلام   .
ترجمه سپاس خداي را كه ما را از جمله درآويختگان به ولايت اميرالمومنين علي  و ائمه عليهم السلام قرار داد.
 4ـ پيمان اخوت و برادري
 از برنامه هاي اسلام ايجاد اخوت و برادري است. و به همين منظور پيامبر اكرم  بين مسلمانان مهاجرين و انصار پيمان برادري بست و با پيمان اخوت علي را با خويش برادر نمود و در برخي از زيارات كه خطاب به پيامبر مي خوانيم: السلام عليك و علي اخيك علي بن ابيطالب عليه السلام يعني سلام بر تو و برادرت علي اشاره به همين برادري است .پيمان برادری و عقد اخوت بستن از اعمال وارده در روز غدير است و صيغه  مخصوصي دارد كه در مفاتيح الجنان آمده است.
 5ـ احسان و انفاق
احسان و انفاق از دستورات ويژه اسلامي است. اما در ايام بزرگ مثل عيد غدير بر  آن تاكيد بيشتري شده است. در سيره امام حسن عليه السلام است كه ايشان روز عيد غدير مهماني مي داد و شخص  امام علي عليه السلام نيز در آن مراسم شركت مي كرد .
 6ـ صله رحم
صله رحم از پسنديده ترين آداب اسلامي است و شرع مقدس اسلام بر مطلب تاكيد فراوان نموده است. اما در روز عيد غدير بر اين نكته سفارش بيشتري شده است. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: از كارهايي كه در روز عيد غدير مستحب است صله رحم است.
 7ـ رفع حاجت مومنان
رفع حاجت مومنان از جمله اعمالي است كه اسلام براي آن ارزش خاصي قائل شده  است و ائمه آن را از چند طواف برتر مي دانند. در روز غدير اين عمل فضيلت بيشتري دارد. امام علي عليه السلام فرمودند :
كسي كه مومنان را در روز غدير تكفل كند نزد خداي متعال من ضامنش هستم  كه از كافر شدن و پريشان شدن در امان باشد یعنی رفع حاجت مومنان سبب عاقبت به خيري است .
8ـ غسل كردن و لباس نو پوشيدن
امام صادق عليه السلام فرموده اند در روز عيد غدير پاكيزه ترين لباسهاي خود  را بر تن بپوش. با غسل طهارت معنوي حاصل مي شود و با  نظافت طهارت ظاهري.
9ـ تشكيل اجتماع
در روز عيد غدير به جهت يادآوري روزي كه پيامبر به امر خداوند علي عليه السلام  را به امامت امت اسلامي نصب كرد، بجاست در مراكز گوناگون گرد آييم و به ياد آن روز بزرگ و ثمراتش شادمان باشيم. ائمه سفارش كرده اند كه به جهت  يادآوري مقام محمد صلوات الله عليه و آل او عليهم السلام اجتماعات تشکیل بشود .و خود نيز از اين گونه اجتماعات برپا مي داشتند .
10ـ دعا روزه و عبادت
روزه و دعا از اعمالي است كه در همه اعياد مورد سفارش و تاكيد است خاصه در روز عيد. غديرحسن بن راشد گويد: از امام صادق عليه السلام درباره عيد غدير  پرسيدم و حضرت فرمود: اين عيد از عيد قربان و فطر برتر است. آن روز را روزه بگيريد و بر محمد و آل محمد (ص)زياد صلوات بفرستيد.

  

| لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387;ساعت 14:44;  توسط انتظار; 
ماجراي ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه از زبان امام رضا عليهم السلام

پرده‌ي اول؛ علي: دل من

تصميم به ازدواج گرفته بودم ولي جرأت نمي‌کردم اين مطلب را به سرورم بگويم، اما شب و روز در فکر آينده‌ي خود بودم، تا اينکه يك روز كه پيش حبيبم بودم به من گفت: علي جان! با ازدواج چطوري؟ من كه سرم پايين بود، زير چشمي مي‌ديدم كه پيامبر چه لذت پدرانه‌اي مي‌برند از اينكه به دامادي من فكر مي كند. با خجالت، آهسته گفتم: رسول خدا خود داناتر است.  اما دلم عين سير و سركه مي‌جوشيد، نگران بودم. آخر من دلم را به ناز دلبري باخته بود و مي‌ترسيدم كه حضرت كسي ديگري را به من پيشنهاد دهد. در قبيله ما، قريش، دختر كم نبود، اما آنكه دل مرا برده بود از آنان نبود. نگران بودم.

پرده‌ي دوم؛ باز هم علي: خبر آمد خبري در راه است

نفهميدم چه شده بود که گفتند حبيبت با تو كار دارد.  او جان من بود كه تا ندايش به گوش مي‌رسيد لبيك من به سوي او پرّان مي‌شد. اما اينبار دلم كمي مي‌لرزيد انگار چيزي فهميده بود. خودم را به خانه امّ‌سلمه رساندم ، تا چشم پيامبر به من افتاد از جا كنده شده و دستهايش را گشود به سوي من آمد. من كه بهتم برده بود. چقدر پيامبر خوشحال بود! چشمانش برق مي زد و چنان مي‌خنديد كه دندانهاي نازش پيدا بود، و من همچنان بهت زده بودم كه گفت: علي جانم! مژده بده! مژده! . گفتم سرورم خير است انشاالله، اول بگوييد چه شده! همچنانكه مرا به سينه‌ي خود فشار مي‌داد و مي‌خنديد گفت: خدا ازدواج تو را که فکر مرا مشغول کرده بود خود به عهده گرفت.

مرا مي‌گويي! پاهايم سست شد! پر از شور و تشويش. ديگر صبر نداشتم. ماجرا چيست؟ من بي دلم.

ميخك

پرده‌ي سوم؛ حبيب خدا:  در آسمان

نشسته بودم كه دوست آسماني من، جبرئيل،  با شاخه‌هاي سنبل و ميخك (قَرَنفُل) نزد من آمد و آنها را به من داد، من آن دو را گرفتم و بوييدم و گفتم: دسته گل به چه مناسبتي است؟ دوستم گفت: مگر خبر نداري ؟ خداوند حوران بهشت را امر فرموده که تمام فردوس را تزيين كنند، به بادهاي بهشتي هم دستور داده تا با بوي انواع عطر بوزند، و حورالعين را به خواندن سوره‌هاي «طه» ، «ياسين» ، «شوري» و... امر فرمود، و به يک ... .

جبرئيل هم ذوق زده و يك نفس، با آب و تاب مشغول تعريف بود اما من هنوز جوابم را نگرفته بودم . اين همه بريز و بپاش براي چه؟ مگر عروسيه؟! در اين فكرها بودم كه دوستم گفت: خدا به جارچي بهشت گفته كه جار بزند: اي پريان من! اي بهشتيان جمع شويد كه اينجا جشن عروسي است! فاطمه را عروس علي كردم. علي به دلبرش رسيد، آخر آنها دل داده‌ي هم بودند... . جبرئيل همچنان داشت تعريف مي‌كرد. اما من وقتي اين را شنيدم ناگاه به شوق از جا پريدم و خدا را شكر گفتم. بنازم به تو اي خداي خوب من كه چه خوب در و تخته را به هم جور مي‌كني. خودم را جمع كردم كه ببينم ديگر چه خبر بوده. دوست آسمانيم گفت: خداوند تبارک و تعالي به راحيل، آ ن پري خوش كلام و خوش صدا، امر فرموده که خطبه بخواند.

فرشته

پرده‌ي چهارم؛ راحيل: 

من هم مثل همه پر از شور بودم و تصميم داشتم كه خطبه‌ي اين دو عاشق را به زيباترين شكل بخوانم، خطبه‌اي ماندگار. من چقدر خوشبخت بودم خطبه‌ي زهرا و علي را مي‌خواندم. همه ساكت بودند و من گلواژه‌هاي ادبستان عاشقي را بر هم مي‌تنيدم. همه ساكت بودند و به من گوش مي‌دادند. تا آنكه من با صلواتي به حبيب خدا كلامم را تمام كردم كه خِتامش به مِسك باشد. به شور اين پيوند و اتمام خطبه همهمه‌اي به پا شد كه ناگاه آن خدا به ندايي گفت: «اي حوريان بهشت من! به علي بن ابي طالب حبيب محمّد، و فاطمه دختر محمّد تبريک بگوييد. من براي آنان خير و برکت قرار دادم». خاضعانه به درگاه خداوند عرض كردم: پروردگار من، برکت تو بر آن دو بيشتر از آنچه ما در بهشت ديديم نيست؟ خداوند، بنده نوازانه فرمود: اي راحيل! از جمله برکت من بر آن دو اين است که آنان را بر محبّت خودم، با هم همراه مي‌کنم و حجّت خود بر مردم قرارشان مي‌دهم، و قسم به عزّت و جلالم که از آن دو، فرزنداني بوجود خواهم آورد که در زمين گنجينه‌داران معادن حکمت من باشند.

 

پرده‌ي پنجم؛ علي: شكرانه

من به عشقم رسيده بودم و بسان موج به ساحل رسيده آرام بودم. و تنها آنچه بايد مي‌كردم افتادن به پاي كسي بود كه پيوند دهنده‌ي دلهاست. اين بود كه بيدرنگ و متواضعانه، از صميم دل زبان گشودم كه: «رَبِّ اَوزِعني اَن اَشکُرَ نِعمتَکَ التي اَنعمتَ عَلَيَّ» پروردگارا! مرا بر آن‌ دار که شکر نعمتي که به من دادي، به ‌جاي آرم (نمل: 19)

حبيبم نيز دعاي مرا آمين گفت .

حلقه

پرده‌ي ششم؛ فاطمه: شاهد پرده نشين

سالها بود كه من از پس پرده به كمالات علي  دل سپرده بودم. من هم به علي دلباخته بودم و او خبر نداشت. هربار كه در خانه براي خواستگاري به صدا مي‌آمد مرا موج تشويش و اندوه مي‌برد. هميشه با خود مي‌گفتم چه مي‌شد كه علي به خواستگاري من مي‌آمد؟ با خودم مي‌گفتم بروم و به پدر بگويم كه خود به علي پيشنهاد دهد، اما من كه چنين رويي نداشتم.

گاهي وقتها كه تنها بودم در خيالم به عروسيَم فكر مي‌كردم. به اين كه در كنار تو براي خطبه عقد نشسته‌ام. آن موقع بود كه بي اختيار خنده‌ام مي‌گرفت. من كه در زندگي‌ام مدام در سختي و غم بودم، تمام خوشيهايم را با تو مي‌جستم. و هميشه منتظر رسيدن به تو بودم. اكنون كه همسر تو‌ام، اكنون كه تو مال مني، چقدر خوشحالم.

راستي چقدر من و تو به هم مي‌آييم!

 

پرده‌ي هفتم؛ پيامبر: راز ناز

رازي در دلم بود كه بايد به علي مي‌گفتم. او بايد مي‌دانست كه چقدر براي من و دخترم عزيز است. صدايش كردم و به او گفتم: علي جانم! بزرگاني از قريش در مورد ازدواج فاطمه با تو مرا سرزنش کردند و گفتند: ما او را از تو خواستگاري کرديم ولي او را به ما ندادي، بلکه به عقد علي در آوردي، من هم به آنان گفتم: قسم به خدا، من اين کار را نکرده‌ام، خداوند او را به شما نداد و به عقد علي در آورد، جبرئيل بر من نازل گشت و گفت: اي محمّد! خداوند- جل جلاله- مي‌فرمايد: اگر علي را خلق نکرده بودم، براي دخترت فاطمه، در روي زمين، از آدم تا خاتم، کفو وهمتايي نبود. آري تو همسر زهرايي. جز تو كسي در قد زهرا نبود. جز تو كه مي‌تواند نيمه‌ي زيبنده‌ي زهرا باشد؟ كه مي‌تواند پدر حسنين باشد؟ دوستت دارم علي جان!

 برگرفته از وبلاگhttp://emamedavazdah.blogfa.com
| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387;ساعت 15:33;  توسط انتظار; 
عید غدیر خم

عید غدیر خم


«غدير» در زبان عربي به معني گودال و «خم» نام محلي نزديك منطقة «جحفه» است. كه در آن روزگار چشمه‌اي روان و درختاني كهنسال داشت. به دليل موقعيت سوق الجيشي «غدير خم» حاجيان شهرها و سرزمين‌هاي مختلف عربستان پس از انجام مناسك حج و هنگام بازگشت به شهر و ديارشان در اين منطقه از هم جدا مي شدند. آنچه نام اين محل را در تاريخ اسلام مهم و به يادماندني كرده است به سال دهم هجري و تصميم  پيامبر اسلام (ص) براي زيارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ايشان مبني بر اينكه امسال آخرين حج ايشان خواهد بود، برمي‌گردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسيله قاصداني از اين امر مطلع شدند.
در پي اين فراخوان پيامبر اسلام(ص) با اجتماع عظيمي از مردم، مدينه را به قصد مكه ترك فرمودند. اجتماع باشكوهي از مسلمانان آن سال در مراسم حج شركت كردند؛ كه آن سال حجه الوداع پيامبر(ص) بود. پس از پايان مراسم حج پيامبر(ص) دستور دادند كه حجاج بايد حركت كنند تا در غدير خم حاضر باشند. همچنين پيامبر به 12 هزار نفر از حجاج يمن – كه مسيرشان متفاوت بود – دستور دادند همراه حجاج به غدير خم بيايند. در مسير بازگشت حجاج، جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «هان! اي پيامبر! آنچه را كه از سوي پروردگارت به تو نازل شده است تبليغ كن و اگر چنان نكني پيام رسالت را انجام نداده اي و خداوند تو را از مردم حفظ مي فرمايد.» ( سوره مائده، آيه 67 )
در پي ابلاغ اين دستور پيامبر دستور توقف كاروان حجاج را در منطقه غدير خم دادند و امر فرمودند كساني كه جلوتر هستند بازگردند و كساني كه عقب مانده اند به اجتماع حجاج در غدير خم برسند. اجتماعي كه تعداد آن را بين نود تا صد و بيست هزار نفر ذكر كرده‌اند. پيامبر اسلام (ص) در آن روز گرم سوزان بر بالاي منبري از جهاز شتران در حالي كه حضرت علي (ع) در كنار ايشان قرار داشت خطبه اي ايراد فرمودند. پيامبر(ص) در اين خطبه با ستايش و حمد خدا شروع و حديث ثقلين را بيان فرمودند سپس در حالي كه دست حضرت علي (ع) را بلند نمودند تا همه مردم ايشان را دركنار رسول خدا مشاهده نمايند، از مردم پرسيدند: «اي مردم آيا من از خود شما بر شما اولي و مقدم‌ نيستم؟» مردم پاسخ دادند: «بله اي رسول خدا.» حضرت در ادامه فرمودند: « خداوند ولي من است و من ولي مؤمنين هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولي و مقدم مي باشم.» آنگاه فرمودند: «پس هر كس كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست.» سه بار اين جمله را بيان كردند و فرمودند: « خداوندا، دوست بدار و سرپرستي كن، هر كسي كه علي را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر كسي كه او را دشمن دارد و ياري نما هر كسي كه او را ياري مي نمايد و به حال خود رها كن، هر كس كه او را وا مي گذارد.» پس خطاب به حجاج فرمودند: «اي مردم حاضرين به غايبين اين پيام را برسانند.» هنوز اجتماع متفرق نشده بود كه بار ديگر جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «امروز دين شما را به كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و دين اسلام را بر شما پسنديدم.» ( سوره مائده، آيه 3 )
سپس پيامبر دستور داد كه مردم با حضرت علي (ع) بيعت كنند. مردم دسته دسته به خيمه پيامبر(ص) كه حضرت علي (ع)  در آن بود وارد و با حضرت علي(ع) بيعت كردند و به ايشان تبريك مي‌گفتند. ابوبكر، عمر، طلحه و زبير جزو اولين بيعت كنندگان بودند و عمر، خطاب به حضرت علي (ع) گفت: «بر تو گوارا باد اي پسر ابي طالب، تو مولاي من و مولاي هر مرد و زن با ايمان گشتي.» مراسم بيعت با حضرت علي (ع) سه روز به طول انجاميد. حسان بن ثابت انصاري در آن روز دربارة اين انتخاب و امامت و جانشيني حضرت علي (ع) ابياتي را سرود.
حديث غدير توسط 110 تن از صحابه مثل ابوبكر، عمر، عثمان، عمار ياسر، ام سلمه، ابوهريره، سلمان، زبير، زيدبن ارقم، ابوذر، عباس بن عبدالمطلب، جابر عبدالله انصاري و 83 تن از تابعين مثل سعيد بن جبير و عمربن عبدالعزيز نقل شده است. پس از تابعين نيز 360 تن از محدثان، حديث غديررا در آثار خويش نقل نموده اند كه سه تن از آنان صاحبان «صحاح سته» ( ششگانه ) هستند.
علماي شيعه همگي غدير را حديثي متواتر دانسته اند. مورخي مثل يعقوبي كه اولين كتاب تاريخ عمومي را در جهان اسلام نوشته نيز واقعه غدير را ذكر كرده است. همچنين مورخاني مثل محمد بن جرير طبري، ابن اثير، سيوطي، شهرستاني، ابونعيم اصفهاني اين واقعه را بيان كرده اند و حتي برخي از آنان كتاب هاي مستقل در باب غدير تأليف كرده‌اند مثل «الولايه في طرق حديث الغدير»  اثر محمد بن جرير طبري.
عيد غدير خم بزرگترين عيد در نزد ائمه (ع) و شيعيان آنان بوده است و در طول تاريخ همواره آن را گرامي داشته‌اند.
«در كتاب ثوب الاعمال شيخ صدوق باسندش به حسن بن راشد آمده كه گفته است: به امام صادق (ع) گفتم: آيا براي مؤمنان عيد ديگري جز جمعه و فطر و قربان وجود دارد؟ فرمودند: آري. روزي و عيدي كه از همه بزرگتر است و آن روزي است كه امير المؤمنين علي (ع) را بر پا داشتند و رسول خدا (ص) پيمان ولايت او را بر عهده زن و مرد مسلمان در محل غدير خم نهاد، پرسيدم كدام روز هفته بوده است؟ فرمودند: روز در سال ها تغيير مي كند، آن روز، روز هجدهم ذي الحجه است....»

 


منابع:
1- قرآن
2- دايره المعارف تشيع، جلد ششم، تهران: نشر شهيد محبي، 1376.
3- دشتي، محمد، جايگاه غدير، قم: مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي اميرالمؤمنين (ع)، 1380. 
4- دواني،علي، غدير خم: حديث ولايت، تهران: نشر مطهر، 1383.
5- رضواني، علي اصغر، غدير شناسي و پاسخ به شبهات، قم: مسجد مقدس صاحب الزمان ( جمكران )، 1384.

| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387;ساعت 12:46;  توسط انتظار; 
درد دل
یا صاحب الزمان !!!

 بيا اي گوهر بحر امامت
زكعبه گربرآري نغمه ي وصل
شود كامل ز حق ماراكرامت
جهان ماشودچون خلدموعود
چو برماسايه اندازد ولايت
چو دست از آستين حق برآري
نصيب دشمنان سازي حقارت
بيا اي ناطق وحي الهي
نما از حرمت قرآن حراست
به آني گركني بر مانگاهي
به عمري مي كند مارا كفايت

 

مولای من سلام ...دوباره اومدم به پیشگاهت و حرفای این هفتمو بزنم .

این هفته برام هفته ی خوبی بود . خیلی کارا کردم . مولای من میخوام باهات همون جوری حرف بزنم که دوست داری یعنی صادقانه پس هیچ دروغی توی کارمون نداریم .

خیلی ها رو توی این هفته دیدم که مشغول کار خودشون بودن .

نمیدونم داشتن برای فرج شما دعا میکردن یا نه نمیدونم .

ولی من دعا کردم بازم نمیدونم قبول کردی یا نه !!!

ای ارباب دل عاشقا خیلی دوست داشتم بدونم چهره ی معصومت چه شکلی و قدم های مبارکت چه بوی معطی میده .

خیلی دوست دارم ببینمت و خالصانه بگم ای مولای من منو با تمام مهربونیت ببخش .

حتی اگر گناه کار واقعی هستم .

اگر چشمم به چهره ی نورانیت نگاهی بکنه اصلا روح از بدنم خارج میشه . شاید اون لحظه قلبم مثل قلب یه گنجشک کوچولو بشه و از جاش در بیاد ...

ولی داشتم با خود فکر میکردم ... نه دیدن ارباب لیاقت میخواد برای هرکسی پیش نمیاد ...

خلاصه از کجای این زمونه بگم که هرچی بگم بازم کم گفتم ...

خودت داری همرو میبینی که هرکی هر جور که دوست داره رفتار میکنه .

گناه کردن برای ملت دیگه شده به مثل اب خوردن خیلی ساده و بدون هیچ درد سر ...

                  بر محمد و آلش

بر علی و اولادش

بر حسین اصحابش

بر خمینی و شهیدانش

         

                           ((صلوات))

 

 

نشد ز یار سفر کرده ام خبری مرا

        نیامد از سر کویش نشانی و اثری

              نسیم صبح اگر کنی به کویش گذری

                     به دوست بگو که ما را ز خاطر نبری

                              کریم ، در به روی بینوا نمی بندد

                                         گشا ز در به روی در به دری

جمعه ای دگر اید و نباشد خبری !!!

گای مولای من چی میشه این جمعه بیایی . خب اصلا همه بد اقاجون مگه بدا دل ندارن مگه بدا عاشق نمیشن .

اقا جون به خدا همه فقیریم و بدبخت بیچاره .

همه درمونده ایم و اواره .

اقا جون بیا و ما رو از این فلاکت جدا کن .

اقا جون بیا و رنگ خوشی زندگی توی این دنیای پر از دود که دیگه اون ور خیابون هم دیده نمیشه نفس تازه ای ببخش .

به خدا همه دارن دعا میکن چه خوب چه بد .

شاید اون بدا کارای بد میکنن . ولی شایدم بیشتر از اون خوب خوبا برای فرجت دارن دعا میکن .

ای مولای من بیا و ما رو چشم به راه جاده های انتظار نذار .....

بر قنوت هر نماز مهدی (عج) صلوات

| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387;ساعت 16:54;  توسط انتظار; 
مهدی روح حج

دل بی تو تمنا نکند کوی منی را                  زیرا که صفایی نبود بی تو صفا را

باز آی که تا فرش کنم دیده به را هت       حیف است که بر خاک نهی آن کف پا را

ماه ذیحجهو عید قربانو عید غدیرو معنویتو ...ما رو مجبور کرد درباره روح حج که ولایت هست بنویسم

کعبه یک سنگ ونشانی ست که ره گم نشود        حاجی ! احرام دگر بند، ببین یار کجاست

خدا در قرآن فرموده است۰

 " و مردم را دعوت عمومی به حج کن: تا پیاده وسواره بر مرکبهای لاغر از هر راه دوری به سوی تو بیایند"(حج آیه 27)

اینکه در این آیه فرموده است به سوی تو بیایند ونگفته بسوی خانه خدا یا بسوی من بیایند نشان می دهد که اصل وروح حج پیروی از ولی زمان است .در روایتی از امام باقر (ع) داریم که فرموند"در زمان جاهلیت نیز این چنین 7دور بر گرد این کعبه می گشتند .مردم مکلف اند اطراف این سنگ ها بگردند وپس از آن نزد ما آمده مودت ونصرت وآمادگی اشان را بر ماعرضه کنند"

همچنین در آیه 37 سوره ابراهیم  از زبان حضرت ابراهیم(ع) فرمود  "تو دلهای گروهی از مردم را متوجه آنها ساز"

 امام باقر (ع) درباره این آیه فرمودن " مراد از تمایل قلب ها بسمت کعبه نیست اگر چنین بود باید مفرد(الیه) می آمد نه جمع(الیهم) به خدا سوگند که آن که ابراهیم فراخواند تا قلب ها به سوی او متمایل شود ماییم"

از هر چی بگزریم شاعر گران قدر گفته

اغنیا مکه روندو فقرا سوی تو آیند یا رضا            جان به قربان تو شا ها که تو حج فقرائی

| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387;ساعت 16:51;  توسط انتظار; 
فشرده اى از زندگانى امام رضا عليه السلام

 

زادگاه
هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.

كنيه ها
ابوالحسن و ابوعلي

لقبها
رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير

 

مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت �رضا� است و در سبب اين لقب گفته اند: �او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.�

مادر امام
در روايتهاي مختلفي كه به ما رسيده است نامها و كينه ها و لقبهاي ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا، را براي مادر آن حضرت آورده اند.

زاد روز
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاي (148 و 151 و 153ق) و در روزهاي جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب و يازدهم ذي القعده ناميده اند.

روز شهادت
روز وفات آن حضرت را نيز به سالهاي (202 و 203 و 206ق) دانسته اند.
اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148ق) يعني همان سال وفات امام صادق عليه السلام بوده است، چنان كه مفيد، كليني، كفعمي، شهيد، طبرسي، صدوق، ابن زهره، مسعودي، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزي و كساني ديگر اين نظر را برگزيده اند.
در باره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال(203ق) است.
بنابر اين روايت، عمر آن حضرت 55 سال مي شود كه 25 سال آن را در كنار پدر خويش سپري كرده و 20 سال ديگر امامت شيعيان را بر عهده داشته است.
اين 20سال مصادف است با دوره پاياني خلافت هارون عباسي، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايي ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سر انجام دوره اي از خلافت مأمون.

فرزندان
گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براي ايشان ذكر كرده اند، اما چنان كه علامه مجلسي مي گويد: حداكثر تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.
به دسيسه مامون و با  سم او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در قبله قبه هاروني سراي حميد بن قحطبه طايي به خاك سپردند و امروز مرقد او مزار آشناي شيفتگان است.

 

... همراه با کبوتران حرم 

خورشيد، در حال غروب است و هفت ستاره روشن در آسمان، آغوش گشوده هشتمين اخترند.

کبوتران بال مي زنند آسماني را که چشم هايمان سال هاست به آن دوخته شده، صداي بال کبوتران در صداي سنج عزاداران مي پيچد و خواب مسموم انگورهاي پيچيده بر خوشه هاي حادثه آشفته مي شود، خورشيد، ذره ذره در عطش چشم هايش رسوب مي کند...

امام رضا عليه السلام سجده کردن بر معبود را نزديک ترين حالت بنده مي داند و می فرمايند:

�نزديک ترين حالت بنده به خداوند متعال، در حال سجده است و اين همان قول خداوند تبارک و تعالی است که فرمود: سجده کن و نزديک شو. �

هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.

بيشتر دوران امامت امام رضا (ع) در زمان خلافت مامون بود. مامون كه يكي از مكارترين و زيرك ترين خلفاي عباسي به شمار مي آمد. پس از قتل برادرش امين و به دست گرفتن قدرت، مرو را مركز حكومت خود قرار داد و با بهره گيري از هوش وزير خود فضل بن سهل پايه هاي حكومت خود را مستحكم كرد.
انـگيزه هاى سياسى  مانند: جذب ايرانيان، سركوب نهضتها و قيامهاى علويان، مشروع جـلـوه دادن حـكومت خود، مامون را وادار كرد به امام پيشنهاد ولايت عهدي دهد ولي از اين روى، امام رضـا (ع) از پـذيرش پيشنهاد مامون سر باز مى زد. به هر حال امام رضا (ع) درنهايت، ولايت عهدي را با قيد شرايطي پذيرفت. پس از مراسم بيعت اجبارى، در حضور مردم و ديگران فرمود:

لـنـا عـليكم حق برسول الله و لكم علينا به حق فاذا انتم اديتم الينا ذلك وجب علينا الحق لكم. مـا اهـل بيت، به واسطه رسول خدا (ص) بر شما مردم حقى داريم، شما نيز بر ما حقى داريـد وقتى كه شما حق ما را به ما داديد، بر ما لازم است كه حقوق شما را رعايت كنيم. (بحارالانوار جلد 146)
اگرچه اين پيشنهاد رنگ تهديد و اجبار نيز گرفته بود. مسئله ولايت عهدي با تلاش هاي امام براي افشاگري همراه بود و شرط اصلي دخالت نكردن در عزل و نصب ها كه همان شريك نبودن در حكومت جائر زمان براي حضرت محسوب مي شد، نيز به همين منظور بود و امام بدين ترتيب توطئه هاي مأمون را يكي پس از ديگري خنثي مي كرد و كار بدانجا رسيد كه عرصه بر مأمون تنگ شد و امام رضا (ع) را بزرگترين خطر جدي براي بقاي حكومت خود مي دانست و وقتي دريافت عوام فريبي هاي او در اعلام وليعهدي امام رضا (ع) نيز كارگشا نيست، چاره اي جز به شهادت رساندن امام(ع) براي خود نديد.

سرانجام خورشيد فروزان وجود امام (ع) در روز ۲۹  صفر سال ۲۰۳  ق. غروبي سرخ را به مشرق ايمان نشست و بار ديگر سياست مزورانه عباسي تن به شكست داد.

 

 


 

| لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387;ساعت 16:48;  توسط انتظار; 
مهدی از زبان مهدی

ایستادن، نماد انتظار است و سروها هماره ایستاده اند تا بهار، از راه برسد و آن را گرم در

آغوش گیرند. امروز روز جوشش در راه سبز رویش است و فصل رویش، همان ظهور توست که همه هستی، چشم در راه آن و همه دلها را مشغول به خود کرده است.

 

یابن الحسن در انتظار قدوم عالم آرایت، میلادت را به جشن می نشینیم.


به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر

« هان اي جهان بشريت!

جهانيان!

مردم روي زمين!

اينك ما از خداي توانا ياري مي طلبيم و تمام ايمان آوردگان به خدا و كساني را كه نداي جهاني ما را پاسخ مثبت دهند، همه را به حق و عدالت دعوت مي كنيم.

مردم! ما خاندان پيام آور شما «محمد» هستيم و شايسته ترين و نزديكترين و سزاوارترين مردم به خدا و پيام آورش. هان اي مردم! هر كس با من در مورد آدم (ع) گفتگو كند، من نزديكترين مردم به آدم، نياي بزرگ بشريت هستم. و هر كس در مورد نوح پيامبر، ابراهيم بت شكن و محمد پيامبر عدالت و حريت بحث و گفتگو كند، من نزديكترين انسانها به اين پيامبران بزرگ خدا و پرچمداران قهرمان هدايت و رسالت هستم.

آيا خدا در كتاب آسمانيش نمي فرمايد:

«ان الله اصطفي آدم و نوحاً  و آل ابراهيم و آل عمران علي العالمين* ذرية بعضعها من بعض و الله سميع عليم»

يعني: خداوند آدم، نوح خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان برتري داد، فرزنداني بودند كه برخي از نسل برخي ديگر، پديدار گشتند و خدا شنوا و داناست.

و من شايسته ترين باقي مانده از فـرزندان آدم و بهتـرين ذخيره از نـوح پيامبر و بـرتـرين برگـزيده از ابراهيـم و آخرين امامان راستين، از نسل محمد (ص) پيام آورعدالت و حريت هستيم.

بهوش باشيد! هر كس در مورد كتاب خدا گفتگو نمايد و شيفته آن باشد من نزديكترين انسانها به كتاب آسماني هستم و هر كس در مورد سنت و روش پيام آور خدا سخن دارد، من نزديكترين و سزاوارترين فرد به سنت و روش پيامبر و عامل بدان و تحقق بخشنده آرمانهاي والاي قرآن و سنت هستم.

از اين رو، تمامي كساني را كه در سراسر گيتي، سخنان مرا مي شنوند، اينك همه را سوگند مي دهم كه شما حاضران و شنوندگان، پيآم مرا به آناني كه غايب هستند ونمي شنوند، برسانيد.

و شما را اي جهانيان! به شكوه و حرمت خدا و پيام آورش و به حرمت حق خويش- كه حق قرابت به پيامبر (ص) باشد- فرا خوانده و سوگند ميدهم كه ما را در راه تحقق بخشيدن به آرمانهاي والاي آسماني ياري كنيد و از ما و اهداف بلند ما حمايت نموده و از آن دفاع كنيد.

در روزگاران گذشته، ستمكاران ما را به جرم دفاع از حق و عدالت مورد تهاجم و تهديد قرار دادند. ما را از شهر و ديار و خانه و خاندان خويش راندند. حقوق ما را پايمال ساختند و ميان ما و حق سررشته داري امور و تدبير شئون دنيا و آخرت جامعه - خدا آن را به ما سپرده بود. جدايي افكندند و بر ما دروغها و بهتان ها بستند.

اينك خداي را! خداي را! در مورد رعايت حقوق و پذيرش آرمانها و اهداف بلند ما را فراموش نكنيد.

ما را در ميدان عدالت گستري و ستم ستيزي تنها وا مگذاريد و دست از ياري ما برنداريد، تا خدا شما را ياري كند.»

 



هان اي مردم! بشريت!

اينك در پيشگاه پروردگارتان خداي را به ياد شما مي آور، خدايي را كه حجتهاي خويش را بر شما تمام و پيام آورانش را ارسال كرد و قرآن را براي هدايت بشر فرو فرستاد.

او شما را فرمان مي دهد كه چيزي را شريك او نسازيد و بر اطاعت او و فرمانبرداري از پيامبرش كوشا باشيد، آنچه را قرآن در انديشه زنده ساختن آن است، زنده سازيد و بدعتها و ضد ارزشهايي را كه قرآن در پي محو و نابودي آنهاست، از ميان برداريد، در راه حق و هدايت، مددكار من باشيد و در راه تقوا و عدالت وزير و كمك كار من.

مردم! پايان جهان و فرجام آن نزديك شده و دنيا جدايي خويش را اعلان كرده است. من شما را بسوي خداي يكتا و پيام آورش محمد(ص) و عمل به كتاب زندگی ساز او و احياء و رواج ارزشهاي والاي الهي و انساني و نابودي بدعت هاي جاهلي و باطل و ضد ارزشها فرا مي خوانم.

 


 

« هان اي توده هاي انساني! هر كس مي خواهد به «آدم» و «شيث» نظاره كند، من آدم و شيث هستم، از آنان نشان دارم. مردم! هر كس مي خواهد به «نوح» و فرزندش « سام» بنگرد، من نوح و سام  هستم.

بهوش باشيد! ... هر كس مي خواهد به «ابراهيم» و «اسماعيل» نظاره كند، من از ابراهيم و اسماعيل نسب دارم. هر كس مي خواهد به عيسي و شمعون نگاه كند، من عيسي و شمعون هستم و از آنان نشان دارم. بهوش باشيد! ... هركس مي خواهد به «محمد» و امير المؤمنان (ع) بنگرد، بداند كه من محمد و امير مؤمنان هستم. مردم! هر كس مي خواهد به «حسن» و «حسين» بنگرد، من حسن و حسين هستم به من نظاره كند.

مردم! هر كس مي خواهد به امامان معصوم پس از حسين و از فرزندان او بنگرد من از آنان هستم و از آنان نشان دارم ... .

مرحوم علامه مجلسي در تفسيري بر اين روايت طولاني مي گويد: « در فرازهايي كه امام مهدي (عج) مي فرمايد: «من آدم، شيث، عيسي، محمد و امامان معصوم هستم.» يعني در دانش و ارزشهاي اخلاقي و انساني آنان كه شما آنان را پيروي مي كني، من همانگونه ام و عصاره و چكيده آن ارزشها.»



 
| لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387;ساعت 13:3;  توسط انتظار;